محمد مهدى ملايرى

168

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

شاهى وابسته به دربار ساسانى به دست آورد . اين سند روايتىست از ابن مقفع كه آن را بلاذرى نقل كرده و در آن كيفيت اشراف شخص شاه بر جريان امور مملكت و گردش كار در ديوان شاهى بيان شده است . و به سبب اهميت اين روايت در مطالعات دوران ساسانى ، نخست ترجمهء فارسى متن آن‌كه به عربىست در اين‌جا نقل مىشود و آن‌گاه براى روشن شدن مطالب آن توضيحاتى اضافه مىگردد . اصل روايت چنين است : « پادشاه ايران وقتى به كارى فرمان مىداد توقيع‌نويس آن را در حضور وى به صورت توقيع مىنوشت . توقيع‌نويس را كارمندى بود كه يادداشت وى را در حضور او در تذكره‌اى كه نزد او بود ثبت مىكرد و در آخر هرماه شاه ، مهر خود را بر آن تذكره ، كه شامل همهء توقيعهاى صادر شده در آن ماه بود ، مىنهاد و آن را به خزانه مىسپردند . اما اصل توقيع نزد زمام‌دار كه مهردار هم بود فرستاده مىشد و زمام‌دار آن را نزد كاردار مىفرستاد و او به مضمون آن توقيع نامه‌اى از سوى شاه مىنوشت و آن را همراه با اصل توقيع نزد زمام‌دار مىفرستاد و زمام‌دار آن را بر شاه عرضه مىكرد و پس از مقابلهء آن با آنچه در تذكره بود در حضور خود شاه يا كسى كه بيش از همه مورد اعتماد شاه بود به مهر شاه مهر مىگرديد » . « 1 » و اينك ، توضيحاتى براى روشن‌تر شدن معناى اين عبارت و نوع كار و وظايفى كه بخشهاى مختلف دبيرخانهء شاهى و سران سرشناس آن برعهده داشته‌اند : توقيع ، نوشتهء كوتاهى بوده شامل چكيدهء مطالبى كه مىبايستى براساس آن ، نامه يا فرمانى از ديوان يا دبيرخانهء شاهى صادر شود . اين‌گونه نوشته‌ها به سبب همين ويژگى ، يعنى بيان معانى بسيار در عباراتى اندك ، بتدريج ميدانى براى هنرنمايى دبيران دانشمند و فرزانه گرديد تا با برگزيدن مناسبترين الفاظ و

--> ( 1 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 569 .